X
تبلیغات
بزرگ مرد کوچک
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 11:28 | نویسنده : تقوایی
تاريخ : شنبه بیست و یکم دی 1392 | 20:28 | نویسنده : تقوایی
تاريخ : جمعه بیستم دی 1392 | 19:27 | نویسنده : تقوایی

حمتی در یک خانواده مذهبی چهار نفره، از والدینی آذربایجانی در تهران به‌دنیا آمد[۲][۳]، وی متاهل و دارای دو فرزند به نام‌های علی و عطا می‌باشد[۴]همچنین وی در اواخر سال ۱۳۸۹ در مصاحبه‌ای جنجالی مدعی شد در اوایل دوران جوانی برای گذران زندگی با ماشین شخصی مسافرکشی می کرده‌است.[۵]

زندگی ورزشی[ویرایش]

سال ۱۳۷۴ اولین قرار دادش را با تیم نوجوانان پاس امضا کرد و تا سال ۱۳۷۶ درتمامی رده‌های سنی این باشگاه بازی کرد. بعد به تیم دخانیات و سپس به تیمفجر سپاسی پیوست در آنجا بود که رحمتی در سطح اول فوتبال ایران مطرح شد و بعد از چهار فصل حضور در فجر سپاسی به تیم سپاهان پیوست. حضور او در سپاهان به یک فصل بیشتر نرسید تا این که در سال ۱۳۸۴ پیراهن استقلال را بر تن کرد بعد از ۲ فصل بازی در استقلال در ابتدای لیگ نهم دوباره به سپاهانبازگشت. رحمتی درسال ۱۳۸۸ توانست دروزاه‌بان اول تیم ملی شود. وی پس‌از ۲ فصل بازی در تیم سپاهان بار دیگر در سال ۱۳۹۰ به استقلال بازگشت. در ۲۵ اسفند ۹۰ در حساس ترین بازی سال استقلال که این تیم می‌توانست بعد از ۳ سال به قهرمانی در فوتبال برتر ایران رسیده و برای ششمین بار قهرمان جام حذفی شود، او با لباسی به زمین رفت که مرحوم حجازی برایش به یادگار گذاشته بود. او لباس مرحوم حجازی را در این بازی به تن کرد. لباسی که روزگاری ناصر حجازی با آن توانست ستاره برتر بازی ایران و کره شمالی باشد در پیونگ یانگ و از آنجا به عقاب آسیا مشهور شود. لباسی سبز رنگ که حجازی از آن خاطرات زیادی در بازی‌های ملی داشت.[۶]

خداحافظی از تیم ملی[ویرایش]

رحمتی در ۱ بهمن ۱۳۹۱ از تیم ملی ایران به صورت موقت جدا شد و علت این اتفاق بیان نشده است.

کلین شیت[ویرایش]

مهدی رحمتی در لیگ برتر فوتبال ایران ۹۲–۱۳۹۱ با تیم استقلال از ۳۴ بازی برگزار شده در لیگ برتر توانست ۲۱ بار دروازه خود را بسته نگه دارد همچنین وی از چهار بازی برگزار شده در جام حذفی توانست در ۳ مسابقه دروازه اش را بسته نگه دارد که در مجموع ۳۸ مسابقه‌ای که در لیگ برتر و جام حذفی انجام داد توانست در ۲۴ مسابقه دروازه خود را بسته نگه دارد که در ادوار گذشته فوتبال ایران ثبت چنین آماری از سوی یک دروازبان بی سابقه بوده است.[۷]

آمار باشگاهی[ویرایش]

آخرین به روز رسانی ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۳

آمار باشگاهیلیگجامقاره‌ایمجموع
فصلجاملیگبازیگلبازیگلبازیگلبازیگل
ایرانلیگجام حذفیآسیامجموع
۸۰–۱۳۷۹فجر سپاسیلیگ آزادگان۵۰۲۰۷۰
۸۱-۱۳۸۰لیگ برتر۱۱۰۱۰۲۰۱۴۰
۸۲-۱۳۸۱۱۰۰۱۰۱۱۰
۸۳-۱۳۸۲۱۴۰۱۰۱۵۰
۸۴-۱۳۸۳سپاهان۲۶۰۰۰۶۰۳۲۰
۸۵-۱۳۸۴استقلال۱۴۰۰۰۱۴۰
۸۶-۱۳۸۵۹۰۰۰۹۰
۸۷-۱۳۸۶مس۳۳۰۱۰۳۴۰
۸۸-۱۳۸۷۳۲۰۰۰۳۲۰
۸۹-۱۳۸۸سپاهان۳۰۰۱۰۶۰۳۷۰
۹۰-۱۳۸۹۳۲۰۴۰۷۰۴۳۰
۹۱-۱۳۹۰استقلال۳۴۰۵۰۹۰۴۸۰
۹۲-۱۳۹۱۳۴۰۴۰۸۰۴۶۰
۹۳-۱۳۹۲۹۰۰۰۳۰۱۲۰
مجموعایران۲۹۳۰۲۰۰۴۱۰۳۵۰۰
مجموع حرفه‌ای۲۹۳۰۲۰۰۴۱۰۳۵۰۰

افتخارات[ویرایش]

باشگاهی
ملی
فردی
  • بهترین دروازه بان اسیا در سال ۲۰۱۰
  • دومین دروازه بان بر تر اسیا در سال ۲۰۱۳
  • بهترین دروازه بان لیگ فوتبال ایران۹۱-۹۰
  • بهرتین دروازه بان لیگ فوتبال ایران ۹۲-۹۱
  • رکورد کلین شیت تاریخ فوتبال ایران ۹۲-۹۱

پیوند به بیرون[ویرایش]

سیدمهدی رحمتی



تاريخ : جمعه بیستم دی 1392 | 19:22 | نویسنده : تقوایی

الکساندر گراهام بل مخترع تلفن در ۳ مارس ۱۸۴۷ (میلادی) در شهر ادینبورگ در اسکاتلند زاده شد. وی گرچه چندسالی به مدرسه نرفت ولی با همت خودش و تلاش خانواده هم در دوران ابتدایی و هم در دوران متوسطه شاگرد ممتازی بود. او تحصیلات کالج نداشت و از آنجا که پدر گراهام بل یعنی ملویل بل متخصص فیزیولوژی صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوایان بود در همان دوران کودکی علاقه بل به شغل پدر در او پیدا شد و او تصمیم گرفت با شغل پدر امرار معاش کند.

درسال ۱۸۷۱ میلادی الکساندر گراهام بل که درآن هنگام ۲۴ ساله بود دو برادر خود را به خاطر سل از دست داد و او خود از بیماری جان سالم به در برد و در همان سال به همراه پدر و مادر خود راهی شهر برنتفورد در انتاریوی کانادا شد، گراهام بل یکسال در کانادا دوران نقاهت خود را سپری کرد.

در همان سال الکساندر راهی ایالات متحده شد چون نامه‌ای از خانم سارا فولر، مدیر آموزشگاه ناشنوایان بوستون دریافت کرد که درآن نامه از او خواسته شده بود که شغل معلمی درآن آموزشگاه را بپذیرد و از آن پس، بل هر روز به کلاس درس می‌رفت و روشهایی که از پدر خود برای آموزش ناشنوایان یاد گرفته بود به کار می‌بست. او در پایان روز آزمایش ارتعاش را با دیاپازن‌های خود ازسر می‌گرفت، او دیاپازنهای خود را در اتاق خواب گذاشته بود و برروی آنها کار می‌کرد و معتقد بود که مساله ارتعاش مجهولات زیادی دارد او در این زمینه به مطالعه یکی از کتابهای مشهور هلموتز، فیزیکدان نامی آلمانی، به نام تئوری وظایف اعضاء مبنی بر مطالعه احساسات شنوایی پرداخت و در همین زمان یعنی در دهه هفتاد او در کارگاه برق چارلز ویلیامز که مرجع بسیاری از مخترعان بود با توماس واتسون آشنا شد.

واتسون درآن موقع فقط بیست سال داشت اما تا آن زمان به کارهای گوناگونی پرداخته بود مدرسه را در دوازده سالگی ترک کرد و از آن پس چندی به ظرفشویی ومدتی هم به پیشخدمتی پرداخته بود اما سرانجام به دلیل جاذبه شگفت برق به کارگاه ویلیام آمده بود. او آدمی چابکدست و تیزهوش بود ودر نمونه سازی مهارت داشت از این رو مخترعان اورا خوب می‌شناختند آشنایی بل با واتسون به این صورت بود که بل روزی در حالیکه که تلگراف هارمونیک را در دست داشت ملاقات نمود و با او در زمینه بهتر کارکردن دیاپازن‌ها و فرستادن چند پیام درآن واحد با یک رشته سیم صحبت کرد بل از واتسون خواست که او را در ساخت این دستگاه یاری نماید و واتسون هم قول داد تا آنجا که بتواند با آنها یاری برساند. از آن پس الکساندر و واتسون به آزمایش تلگراف هارمونیک دست زدند و آزمایشهای آنها پس از تعطیلی کارگاه آغاز می‌شد و آنها تا سرتاسر بهار سال بعد با هم کارکردند.

الکساندر و واتسون برابر هم، هریک در سویی از اتاق ایستاده بودند. سیم درازی دو دستگاه را بهم وصل می‌کرد، الکساندر گاه‌بگاه یک دیاپازن برمی داشت و به گوشش می‌چسباند. سپس آن را بر جایش می‌گذاشت و کمی تنظیم می‌کرد و آزمایش را ازسر می‌گرفت آنها به درستی نظریه خود آگاه بودند اما روش به کار بستنش را نمی‌دانستند نخست نتهایی را بدقت موزون می‌کردند و با سیم می‌فرستادند اما هنگام دریافت آنها را درهم می‌یافتند بل در همین هنگام پس از آزمایش‌های زیاد، ناامید شد و درهمین هنگام جرقه تولید و ساخت تلفن در مغز او زده شد او طرح خود را به واتسون توضیح داد و پس از مشورت آنها به این نتیجه رسیدند که ساخت تلفن به هزینه زیادی احتیاج دارد و ساختن حتی یک نمونه هم از از استطاعت مالی آنها به دور است. پس از یکی دوروز بل به خود جرات داد به دیدن آقای هبرد و آقای ساندرز که هردو آنها از سرمایه داران بوستن بودند برود تا از آنها پشتیبانی بکنند اما آنها استقبال چندانی از بل نکردند و به او پیشنهاد کردند که مشخصات تلگراف خود را به واشنگتن ببرد و آنرا در اداره اختراعات ایالات متحده ثبت کند و او رهسپار واشنگتن شد و بل اختراع خود را ثبت کرد.

از آن به بعد الکساندر هفته‌ای یک شب با واگن اسبی به خانه هبرد می‌رفت چون در اولین دیدار که الکساندر برای کمک مالی به خانه آقای هبرد رفته بود دراین دیدار دوستی الکساندر بر دل آن مرد نشست،میبل دختر آقای هبرد لال بود و از این رو پدرش از الکساندر خواست تا با روش خود با او سخن بگوید و سخن گفتن را به او یاد بدهد. پس از چند هفته دیگر چندان نیازی به آموزش نبود! زیرا میبل خوب سخن می‌گفت اما الکساندر هنوز هرهفته به خانه هبرد می‌رفت! و خود را درآن خانه بیگانه نمی‌یافت و درهمین هنگام به میبل قول داد که با او ازدواج بکند، در همین هنگام، دو همکار، دیاپازن را برای کارخود کافی نیافته بودند، از اینرو الکساندر برآن شد که بجای دیاپازن، از نی فولادین ارگ استفاده کند و آنها با این کار نتیجه گرفتند و توانستند صوت را انتقال دهند و امتیاز اولین تلفن در ۷ مارس ۱۸۷۶ به او اعطا شد.

در ۲۴ ژوئن ۱۸۷۶ الکساندر به نمایشگاه صدساله صنایع گام نهاد. این نمایشگاه در فید مونت پارک فیلادلفیا بر‌گزار شد دراین نمایشگاه که امپراطور برزیل هم حضور داشت، بل برنده جایزه ویژه شد.

پس از آن بل به معرفی اختراع خود در این زمینه پرداخت و در تالارهای زیادی سخنرانی کرد.

درهمین هنگام آقای هبرد سرمایه‌گذاری را در تلفن آغاز کرد و حتی راضی به ازدواج او با میبل شد و عروسی آنها ۲۱ خرداد ۱۲۵۶ هـ. ش انجام گرفت و درهمین هنگام بل به همراه میبل روانه انگلستان شد و در آنجا خانه‌ای را کرایه کرد مشغول پذیرایی مهمانانی شد که هرکدام جویای آشنایی با تلفن بودند و

او در انگلستان حتی در حضور ملکه انگلستان هم طریقه کار تلفن را اجرا کرد.

بل و همسرش در آبان ۱۲۵۷ هـ. ش با کشتی به سوی آمریکا روانه شدند، و بل به محض رسیدن به آمریکا روانه بوستون شد تا به دفاع از امتیاز تلفن که شرکت دسترن یونیون مدعی آن شده بود بپردازد.

او در این دادگاه سر بلند بیرون آمد و در همان سال آقای هبرد و واستون اولین آگهی را چاپ کردند و این آگهی تاثیر شگفت‌انگیزی در مردم داشت، هرکس به فکر تهیه تلفن افتاد.

درسال ۱۹۱۵ یک خط تلفن سرتاسری درخاک آمریکا برقرار شد. آن روز رئیس جمهور آمریکا از کاخ سفید در واشنگتن با فرماندار کالیفرنیا ارتباط برقرار کرده بود و صدای او را می‌شنید.

در این جشن فقط رئیس جمهور و فرماندار شرکت نداشتند بلکه درهمین هنگام بل در نیویورک پشت میزی نشسته بود وبا واتسون که در کالیفرنیا بود، درباره روزهای اولیه اختراع صبحت می‌کرد!

در اوت سال ۱۹۲۲ (میلادی)۱۹۲2 بل در باغ شخصی خود در بن بریا در استان نوا اسکوشیا در کانادا دیده از جهان فروبست.



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 12:2 | نویسنده : تقوایی
برای دیدن بیوگرافی فرهاد مجیدی به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 11:46 | نویسنده : تقوایی
برای دریافت سوالات اجتماعی هفتم به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب